بنام خدای رحمان&رحیم

ای سروناز حسن که خوش میروی بناز  عشاق را به ناز تو صد نیاز%

ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس بوسه زن بر خاک ان دادی و مشکین کن نفس%

ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش دلم از عشوه شیرین شکر خای تو خوش%

انکه پامال جفا کرد چو خاک راهم خاک می بوسم وعذر قدمش میخواهم%

ای نور چشم من سخنی هست گوش کن تا ساغرت پر است بنوشان و نوش کن%

ای افتاب اینه دار جمال تو مشک سیاه مجمر گردان خال تو%

افسر سلطان گل پیداشد از طرف چمن مقدمش یارب مبارک باد بر سرو وسمن%

ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن خال و خط تو مرکز حسن و مدار حسن%

ای پیک راستان خبر یار مابگو احوال گل به بلبل دستان سرابگو%

ای که با سلسله زلف در از آمده فرصتت باد که دیوانه نواز امده%

ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو زینت تاج و نگین از گوهر والای تو%

ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی بی زر و گنج بصد حشمت قارون باشی%

اگر ان ترک شیرازی بدست اورد دل مارا به خال هندوش بخشم سمرقند و بخارا را%

ای هدهد صبا به سبا میفرستمت بنگر که از کجا به کجا میفرستمت%

ای نسیم سحر ارامگه یار کجاست منزل ان مه عاشق کش عیار کجاست%

الا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق اسان نمود اول ولی افتاد مشکلها%

از ان به دیر مغانم عزیز می دارند که اتشی که نمیرد درون سینه ماست%

ارباب حاجتیم وزبان سوال نیست در حضرت کریم تمنا چه حاجست%

ای دوست بر جنازه ی دشمن چو بگذری شادی مکن که بر تو همین ماجرا رود%

اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش که به تلیس و حیل دیو مسلمان نشود%

انچه زر میشود از پرتو ان قلب سیاه کیمیائی است که در صحبت درویشان است%

اگر نادان به وحشت سخت گوید خردمندش به نرمی دل بجوید%

اینه انروزی که بگیری ه دست خود شکن انروز مشو خود پرست%

اول بنگر که مستحقی یا نه و انگاه بخواه انچه را میخواهی%

ای که انگشت نمایی به کرم در همه شهر وه که در کار غریبان عجبت اهمالیست%

اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح صلاح ما همه ان است کان تراست صلاح%

ای غایب از نظر به خدا میسپارمت جانم بسوختی و به دل دوست دارمت%

ان کس که بدم گفت بدی سیرت اوست و انکس که مرا خواند نکو خود نیکوست%

اسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق خرمن مه بجوی خوشه پروین بدو جو%

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه تست عرض خود میبری و زحمت ما می داری%

ای گدایان خرابات خدا یار شماست چشم انعام مدارید زانعامی چند%

اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش حریف حجره و گرمابه و گلستان باش%

اینش سزا نبود دل حقگذار من کز غمگسار خود ناسزا شنید%

این نیست مهم که کس چسان میمیرد این است مهم که او چسان زیست%

از دوست مخواه غیر دیدارش را بفکن ز نظر معایب کارش را%

از ریاضت نی توان ا...شد میتوان موسی کلیم ا... شد%

اب صفت هر چه بیابی شوی اینه سان هر چه ببینی مگوی%

ای دل صبور باش به سختی که گفته اند فواره چون بلند شود سرنگون شو%

اگر هست مرد از هنر بهره ور هنر خود بگوید نه صاحب هنر%

از قرض بترس و از کسی ترس مدار ان کس که بدهکار به کس نیست غنی%

از تجربه گذشته هرکس کم وبیش استاد شود به کار اینده خویش%

اگر جز به حق میرود جاده ات در آتش فشانند سجاده ات%

آنجا که صلاح کار در دم زدن است خاموش مباش تا زبان در دهان است%

آنچه ندارد عوض ای هوشیار عمر عزیز است غنیمت شمار%

اسیر بند شکم را دو شب نگیرد خواب شبی زمعده سنگی شبی ز دلتنگی%

اول بنگر که انچه میخواه چیست وانگه ببین انکه ازو خواهی کیست%

ای که از عالم معنی خبری نیست ترا بهتر از مهر خموشی هنری نیست ترا%

آن بنده که مجرم است و صاحب تقصیر چون عذر گناه از تو خواهد بپذیر%

ای سلیم آب از سر چشمه ببند که چو پر شد نتوان بستن جوی%

((((تمامی این بیت ها سروده ی حضرت حافظ است که باحرف

" ا "شروع میشوند))))